السيد حامد النقوي

410

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تقديره : من كنت مولاه ، فسبيل المولى و حقه أن يحب و يتولى فعلي أيضا مولى القربة مني و مكانته من تأييد الاسلام فليحبه و ليتوله كذلك ] [ 1 ] - انتهى . پس بديهى است كه اين تقدير حذف و اختصار از عجائب محيرهء افكار ، و لائق تماشاى اولي الابصار است ، سبحان اللَّه ! چنين معناى واضح كه اصلا محتاج به حذف و تقدير نيست ، و موافق استعمال قرآن و حديث و لغت است ، و صحابهء كبارهم آن را فهميده‌اند ، و اكابر علماء هم تصريح به آن نموده‌اند ، و أحاديث عديده و قرائن سديده بر آن دلالت دارد ، نزد شاهصاحب قابل اقبح طعن و تشنيع و استهزا و سخريه باشد ، كه آن را موجب مساهلت در تبليغ و مخالفت هدايت و ارشاد مىپندارند و چنين معناى ركيك كه بفهم هيچ عاقلى نمىآيد ، و هيچ دليلى و قرينه بر آن دلالت نمىدارد ، و گاهى كسى از صحابه آن را تقرير نكرده ، و نه موافق استعمال است ، نزد اين حضرات سمت جواز داشته باشد ، ان هذا لشيء عجاب ! بالجمله چون در ارادهء معنى محب و ناصر از حديث غدير بعد صريح بود ، بعض اين حضرات مثل ابن حجر ، و صاحب « صواقع » ايجاد كردند كه از جمله معانى « مولى » محبوب هم است ، و شاه ولى اللَّه هم در « ازالة الخفا » ادعاى آن نموده ، و اين دعوى مجرد از دليل است ، در كتب مشهوره مثل « صحاح » و « قاموس » و « فائق » و « نهايه » و « مجمع البحار » « و تاج المصادر » ، و غير آن [ 2 ] محبوب را از جملهء

--> [ 1 ] المصدر ج 1 / 205 . [ 2 ] مثل « مفردات » راغب اصفهانى ، و « اساس البلاغه » زمخشرى ، و « المغرب » تأليف أبى الفتح ناصر بن عبد السيد بن على المطرزى ، و « مصباح المنير »